لن ترانی

خرید بک لینک
Kavir
تو آیه ای از قرآن(سوره اعراف / آیه143)، موسیع به خدا میگه خودت رو به من نشون بده(أرِنی)!
خداوند در جوابش میفرماید هرگز مرا نخواهی دید(لن ترانی)!
جایی مطلبی رو خوندم به عنوانِ نگاه سه شاعر بزرگمون به ماجرای بالا..
سه نگاهِ عاقلانه، عاشقانه و عارفانه
سعدی:
چو رسی به کوه سینا، أرنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا، به جواب لن ترانی
حافظ:
چو رسی به طور سینا، أرنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب لن ترانی
مولوی:
أرنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه تری چه لن ترانی؟!
ابیات واسم جالب بودن.. البته هیچ منبع موثقی پیدا نکردم که سه بیت بالا منسوب به این سه بزرگوار باشه..
اما با خوندنشون یاد حرفای یکی از اساتید دوران دانشگاهم افتادم!
استادی داشتیم تو درس علم مواد به اسم دکتر محبیِ عزیز(نصف به نصف بچه ها رو مینداخت!:)) ).. که جملاتی از ایشون هنوز یادمه! اینکه..
اشعار مولوی با حافظ و سعدی فرق داره! دریای اشعار مولوی، امواج سهمگینی داره! توش غوطه ور که بشی، یکی ممکنه دست خالی بیرون بیاد! یکی ماهی مرده بیرون بیاره و یکی هم دُرِ قیمتی!
حرفاشونو نفهمیدم! اما همین حرفشون باعث شد که بشینم مثنوی معنوی رو بخونم! البته نرسیدم همهشو تموم کنم.. اما همون قدرشو هم که خوندم، باعث شد عمق حرفای ایشون رو کمی درک کنم!
اشعار مولوی جذابه! بین عقل و دل، هیچکدومو انتخاب نمیکنه... چارچوب های جدیدی تعریف میکنه.. در جا نمیزنه...
ادامه مطلب
پاییز...

ما را در سایت پاییز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 8:33

صفحه بندی